نقالی

نقال کسی است که نقل حماسی می گوید و مضمون نقل هایش بیشتر پیرامون داستان شاهان و پهلوانان ایران زمین است (به مرور و بویژه در این چند سده ی اخیر، نقل های مذهبی هم رونق خاصی پیدا کرد و نقل مذهبی که پیرامون داستان پیامبران، امامان، پهلوانیهای حضرت علی (ع) و مصائب کربلاست از سبک های مهم نقالی حماسی به شمار آمد).
بی تردید اجرا و گویش مرد نقال القاء کننده ی فضا، لحن، حس و حال و حرکات پهلوانی و حماسی است. آنچه که نقالی را شاخص و متمایز از دیگر آیین های داستانگزاری می کند این است:

1.نقال بر پایه ی تومار کار می کند، تومار روایت به نثر است که دارای شاخ و برگ و حواشی بر اصل داستانهاست، روایت این تومارها بیشتر بر پایه ی شخصیت های ملی و بعضاً مذهبی است طول تومارها گاه به بیش از 30 متر می رسید اما عرض آن از 20 سانتیمتر تجاوز نمی کرد، طومار لوله می شد و در جیب جای می گرفت. پس از فوت یا پیری و کوری یا گرفتگی صدای مرشد نقال، تومار به شاگرد یا فرزند او می رسید.

2.در محضر مرشد یا استاد شاگردی کرده و یا تأثیر گرفته است و این تأثیر و یادگیری به روش سنتی سینه به سینه است( روش سینه به سینه به این ترتیب است که شاگرد یا نوچه یا بچه مرشد پس از تأیید و موافقت استاد نقال در قهوه خانه یا پاتوق بطور مستمر و پیگیر پای نقل استاد یا مرشد      می نشیند و فوت و فن و رموز و ریزه کاریها و چم و خم نقالی در مجالس مختلف، تومارخوانی، تومار نویسی، آفرینش بداهه ی صحنه ی نقالی در محضر مرشد می آموزد. در برابر مرشد همواره با احترام و ادب و فروتنی حاضر می شود و سر انجام چنانچه پس از تکرار و تمرین و اجرای بسیار مورد تأیید مرشد قرار میگیرد، مجوز نقالی یا حکم نقالی را از او دریافت می کند و بدین وسیله در بین مردم معرفی و مطرح می شود تا جاییکه می تواند خود صاحب پاتوق شود و یا از مکانی به مکان دیگر یا شهری به شهر دیگر سفر کند و با دیگر نقالان و مرشدان صاحب سبک به بحث و گفتگو بنشیند و با شیوه ی آنان نیز  آشنا شود و از کلام و گفتار و روش آنان نیز تأثیر بگیرد.

3.نقال صاحب پاتوق اسمی است این پاتوق های اسمی مکانهای سرپوشیده و بیشتر قهوه خانه ها هستند، همینطور زورخانه ها، خانقاه ها یا مجلس بزرگان (برخلاف پرده خوانان که در معابر، محلات، گورستانها و امامزاده ها دوره می گردند).

4.مسلط به انواع فنون و شگردهای سخن مانند انواع تومارخوانی، آنهم از حفظ، انواع داستان نامه ها، فن حال گردانی(یعنی تغییر فضای داستان به فضای دیگر)، دیوان شاعران مختلف،                 بحر طویل خوانی، گل کشتی خوانی، منقبت خوانی، حکایت گویی، مدح و ثنا، رجز خوانی، قصه ها و افسانه ها، تلفیق به جای نظم و نثر، استفاده ی به موقع از مطالب در مناسبات مختلف (مسلط به مناسب خوانی)، حاشیه گویی و ... .

5.مسلط به فن بیان یعنی رعایت اوج و فرود و هیجان و شوق و مکث به جا و دارای حنجره ی توانمند، صدای گرم و گیرا و زنگ دار، قدرت تقلید صدای شخصیت های داستان

6.دارای حافظه ی قوی.

7.دارای قدرت تصور و تجسم بالا برای القاء معانی از طریق بیان و حرکت.

8.دارای حرکات چابک، اغراق آمیز، غلو شده و صحنه پر کن، مانند دور چرخیدن( دورون زدن)،   دست زدن، پاکوبیدن و استفاده ی به جا از چوبدستی( که عموماً به آن عصا، تعلیمی، منتشاء یا مطراق گویند) برای القاء وقایع مانند کمان انداختن، کمان کشیدن، سوار بر اسب شدن، تاخت زدن، شمشیر کشیدن، نیزه بازی و ... .

9.دارای قدرت بداهه و قریحه و ذوق.

10.نقالان مردانی روان شناسند و نبض مخاطب عامه را در دست دارند.

11.دارای جاذبه ی کلام و رفتار (باید حس اعجاب و تحسین شنوندگان را بر انگیزند)

12.صاحب وجه و اعتبار در بین مردم.

نکته:
متأسفانه بسیار دیده شده که برخی استادان یا دست اندر کاران تأتر به استناد واژه ی "نقال یعنی نقل کننده" همه ی آیین های کلامی یا روایی را در زمره ی نقالی می دانند مانند: روضه خوانی، پرده خوانی، شمایل خوانی، مداحی، معرکه گیری، منقبت خوانی، چامه گویی، تعزیه خوانی، خنیاگری و ...
در حالیکه هر کدام این آیین ها ساختار و شکل و سبک و ویژگی های مربوط به خود را دارند (که بعضی شان نیز در نقالی خوانده می شود) و در فرهنگ مردم هم همه این آیین ها بطور مستقل شناخته شده اند: نقال، نقال است. پرده خوان، پرده خوان. روضه خوان، روضه خوان و ... ..

Powered and Designed by : mehdivk.net © تمامی حقوق این وب سايت متعلق به فاطمه حبیبی زاد می باشد.