چو گفتی که خام خرد توختم همه هر چه بایست آموختم
یکی نغز بازی کند روزگار نشاندت در پیش آموزگار
( فردوسی )
ایده ی تدریس نقالی پهلوانی اولین بار در سال 1380 از سوی استاد جمشید مشایخی به من پیشنهاد شد . استاد معتقد بود که نقالی مادر نمایش هاست و هر کس که می خواهد بازیگر تئاتر و یا آکتور سینما شود بسیار مهم است که نقالی بداند.
به این ترتیب مرا به مدرسه ی سینمایی آیدا دعوت کرد و مدرسه ی آیدا تا به امروز همچنان پایگاه اصلی من در تدریس نقل پهلوانی است . به مرور دعوت از سوی آموزشگاه های دیگر آغاز شد از جمله مدرسه سینمایی رکسانا ، موسسه موسیقی ودا ( پشنگ کامکار –سودابه سالم ) مدرسه ی دخترانه ی مقدم سامان – هنرستان دخترانه ی امید شایستگان ، دانشگاه هنر های زیبا و بطور پراکنده چندین فرهنگسرا و مهد کودک ، برگزاری چند جلسه کارگاه آموزشی در خانه ی هنر مندان و....
صدا و سیما کم و بیش استقبال خوبی کرد برنامه سازان بیشتر مایل بودند که داستان های شاهنامه بیشتر در قالب تومار های ساده و گویا برای کودکان ، نوجوانان و یا جوانان نقل شود.
از جمله کار های آموزشی در حوزه ی رسانه :
90 قسمت اجرای برنامه ی دخترانه ( گروه خانواده – شبکه یک ) سلسله برنامه هایی در شبکه آموزش ویژه ی کودکان ، پلاتوی نقالی در برنامه ی فیتیله ، جمعه تعطیله ( شبکه ی دو ) برنامه های مختلف در شبکه های مختلف رادیویی ، سال ها برنامه سازی برای شبکه های برون مرزی که البته به دلیل محدودیت های موجود بخش اعظم آن توسط شاگرد م فاطمه غلامی ( ایراندخت ) اجرا می شد .
برنامه های آموزشی و بویژه تدریس در کار گاه ها ، همواره با استقبال کودکان و نوجوانان ، جوانان و خانواده ها شان همراه بود هرگز بخاطر ندارم کسی ناراضی از مکتب شاهنامه بیرون رفته باشد .
من به تجربه دانستم که یکی ا ز اعجاز های خواندن شاهنامه ، تقویت حافظه است . دیگری : تقویت صدا و پختگی بیان ، سوم : تاثیر بسیار بر قدرت تجسم و تصویر سازی ، چهارم : ایجاد قدرت روحی بالا برای سخن گفتن در برابر جمع .
به روشنی می دیدم بچه هایی که شاهنامه را به این روش کار می کنند ، روابط عمومی خوبی پیدا می کنند و این درس در اخلاق و منش آن ها بسیار تاثیر می گذارد . خوب یادم هست که سال ها پیش پسر های نوجوان 12-13 ساله ای می آمدند و می آموختند که امروز با دیدن برخی از آنها واقعا" دچار وجد می شوم .
گرچه سنشان بیش از 21-20 سال نمی تواند باشد ولی مردانی هستند برومند و ورزشکار . می گویند آنقدر برایمان از رستم و اسفندیار و فرامرز و گیو و گودرز گفتی که ما خجالت می کشیم هیکل های لاغر و نزار داشته باشیم برای همین همیشه ورزش می کنیم .
خوشبختانه آنقدر متقاضی برای یادگیری شاهنامه و نقالی در مدارس ، مهد کودک ها و یا از سوی مربیان ، مادران و پدران زیاد شده که این اواخر فکر می کنم ای کاش بنیادی بانی برگزاری کلاس هایی ، ویژه ی مربیان مدارس شود . بدین ترتیب برای اشاعه ی فرهنگ شاهنامه می توانیم به یک همت جمعی برسیم .
امروزه در این آشفته بازار بی هویتی ، اگر نگوییم تنها راه که بهترین راه برای یاد آوری ، استمرار و حفظ فرهنگ دیر سالمان بی تردید خواندن شاهنامه فردوسی است .
یادمان باشد و بیم کنیم که با کمرنگ شدن توجه به میراث سترگ فرهنگی و معنوی و فقط قانع شدن به بزرگ داشت و تکریم و همایش و جشنواره این فرهنگ کهن همچون کمرنگ شدن نمای آثار عظیم تاریخی و باستانی در حال زوال و نابود شدن است .
پس
همراه شو ای عزیز
همراه شو ای عزیز
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا
درمان نمی شود
تصاویر مربوط به کارگاه های آموزشی
کارگاه های آموزشی (عکاس : هادی آفریده)
کارگاه های آموزشی (عکاس : هادی آفریده)
کارگاه های آموزشی (عکاس : هادی آفریده)
کارگاه های آموزشی (عکاس : هادی آفریده)
کارگاه های آموزشی (عکاس : هادی آفریده)
کارگاه های آموزشی (عکاس : هادی آفریده)
کارگاه های آموزشی (عکاس : هادی آفریده)
کارگاه های آموزشی (عکاس : هادی آفریده)
کارگاه های آموزشی (عکاس : هادی آفریده)
کارگاه های آموزشی
کارگاه های آموزشی (عکاس : هادی آفریده)